جایگاه اجتماعی معلم
باسمه تعالی
نام استاد: آقای دکتر بختیاری
نام: مهدی اسکندری
رشته تحصیلی: آموزش ابتدایی
نام دانشگاه: دانشگاه فرهنگیان ( پردیس شهید مفتح شهرری )
آدرس وبلاگ:
http://meskandari.blogfa.com/
موضوع: جایگاه اجتماعی معلم
مقدمه
همگان می دانیم که یکی از ارکان اساسی رشد و توسعه اقتصادی کشورها آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) است و تمامی صاحبنظران عقیده دارند که اگر در پیاده کردن سیستم صحیح آموزش و پرورش موفق باشند بر بسیاری از مشکلات و معضلات فائق آمده و جامعه خود را به سوی پیشرفت و ترقی در بسیاری از زمینه ها سوق خواهند داد و این موضوع بر جامعه اسلامیمان نیز صادق است.
پیاده کردن سیستم صحیح آموزش و پرورش مستلزم برنامه ریزی های دقیق و علمی است و آنچه در این میان چه در مراحل برنامه ریزی و چه در مراحل اجرا به صورت شاخص نمود پیدا می کند. وجود و ماهیت (نیروی انسانی) درون سازمانی است که در آن نیز سلسله مراتب و تقسیم بندی گوناگونی مترقب است حال اگر بخواهیم میزان اهمیت و تاثیرگذاری همین نیروی انسانی تشکیل دهنده آموزش و پرورش را مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم. بدون هیچگونه شک و شبهات نقش انکارناپذیر معلمان به منزله ستون آموزش و پرورش در اولویت قرار می گیرد. منزلت یا پایگاه اجتماعی شان یا موقعیتی است که برای یک فرد در جامعه قائل اند یا تلقی و ذهنیتی است که دیگران از آن چه شخصی هست دارند.
مقصود از منزلت معلم احترام مثبتی است که افراد جامعه به لحاظ ذهنی برای معلمان قائل هستند با به دست آمدن یافته های پژوهشی مبنی بر پائین بودن منزلت اجتماعی معلمان از نظر دانش آموزان ، وجود رابطه بین عوامل مادی خصوصیات حرفه ای و پایگاه اجتماعی معلمان و وجود شواهدی مبنی بر اینکه مشغولان به تحصیل در مرکز تربیت معلم به ندرت اولین انتخابات شغلی خود را معلمی قرار می دهند.
این تصویر قدرت می گیردکه روند کاهشی در جایگاه و منزلت معلمان اتفاق افتاده است. هرچند به نظر می رسد این مسئله روندی جهانی است چنانچه در گزارش دومین گردهمایی سازمان بین المللی I.L.O این نتیجه حاصل شده که موقعیت معلمان به مرحله فوق العاده پائینی کرده است.
سخن گفتن از پایگاه معلم به طور مطلق و جدا از متن ممکن نیست و این پرسش را به ذهن می آورد که پایگاه معلم در کدام جامعه مورد نظر است. جامعه سنتی یا مدرن . از سوی دیگر بنابر شواهد پژوهشی موجود ، معلمان ایران نسبت به دارندگان مشاغل دیگر از منزلت اجتماعی پائین تری برخوردارند. در این جستار به بیا راهکارهای ارتقای سطح منزلت معلمان می پردازیم.
متن اصلی
آموزش و پرورش انسان به طور غیر رسمی از بدو پیدایش آن مورد توجه بوده و در قرون اخیر (بویژه در دهههای اخیر ) به واسطه سهل الوصول و ارزان بودن سرمایه گذاری در آن نسبت به سایر بخش ها از یک طرف و بازدهی سریعتر، مطمئن تر و فراگیرتر آن به طور فزایندهای از طرف دیگر آشکار شده است.به همین دلیل سرمایه گذاری برای آموزش وپرورش در کشورهای که توسعه یافته و یا درحال توسعه قلمداد می شوند، علی الخصوص درچند دهه اخیر همواره درحال افزایش بوده است.ماهیت فعالیت در حوزه انسانی باهدف رشد پویا و همه جانبه انسان مستلزم روحیه بالا و علاقهمندی زیاد از یک سو و دانش و قابلیتهای لازم و متناسب از سوی دیگر است.
ظرافت کار در آموزش و پرورش، استعداد پذیرش نقشهای مختلف و رشد عقلانی، اجتماعی، عاطفی و جسمانی کودکان و نوجوانان و ویژگیهای آنان در دوران مدرسهای سرمایهگذاری در آن را توجیه میکند. باید اذعان نمود که سرنوشت نزدیک به (یک سوم) جمعیت کشور، برای بروز قابلیتها و برخورداری از زندگی سعادتمندانه در گرو عملکرد مدارس است.دراین باره فعالیت معلمان( در فرایند یاددهی ـ یادگیری) نقش اصلی را ایفا میکند.
در سایه تلاش انسانهای وامانده و دچار دغدغه مخارج زندگی، پرورش انسانهای آزاد، خلاق، متفکر و کارآفرین بعید به نظر میرسد. الگو قرار گرفتن برای دانشآموزان مستلزم روحیه بالا، شادابی، هوشمندی و توان رهبری و از روی عمد و آگاهی اصلاح کننده و بهبود بخش فرایند رشد همه جانبه آنان است. بنابراین منزلت اجتماعی معلمان که در گرو توجه عمدی به دلیل اهمیت نقش و رسالت معلمی است از مهمترین عوامل اثرگذار محسوب میشود. شواهد حاکی از آن است که در جامعه ما حداقل از 45 سال پیش تاکنون احترام و منزلت معلمان نزد، دانشآموزان و سایر صاحبان مشاغل و عامه مردم تنزل یافته است.
بطور کلی تا اهمیت فعالیت در آموزش و پرورش و تربیت نسل آینده برای جامعه معلوم نشود و در این باره جهت گیری عملی صورت نگیرد، منزلت اجتماعی و جایگاه آنان آنگونه که شایسته سرمایه گذاری در توسعه منابع انسانی جامعه برای توسعه پایدار است، ارتقاء نخواهد یافت. فقرزدایی از زندگی معلم را فقط اهمیت کار معلم توجیه میکند و کسب منزلت اجتماعی آن را اثر تربیتی آن ضروری مینماید. بنابراین ایفای نقش هدایتی، رهبری و پیامبری در جامعه، توجه و برنامه ریزی و در نهایت سرمایه گذاری دولت در این باره را گوش زد می کند. پایگاه قائل شده برای یک فرد در جامعه را منزلت اجتماعی گویند. با بررسی های صورت گرفته در جامعه کنونی ایران مشخص شده روند کاهشی قابل توجهی در جایگاه و منزلت معلمان اتفاق افتاده است. معمولا
منزلت و احترام اجتماعی تحت تاثیر دو عامل دارایی و ارزیابی های ذهنی افراد یک جامعه تعیین می شود. لذا پرداختن به مقوله منزلت علم، تدریس و معلم بدون توجه به جایگاه این مقوله در جوامع قدیم و جدید ممکن نخواهد بود. جامعه ایران، جامعه یی در حال گذار از وضعیت سنتی به مدرن است که به تبع آن ارزش ها و باورها نیز در حال تغییر و دگرگونی اند. همچنین حاکم بودن ارزش هایی چون قناعت باعث می شد افرادی که با عشق به دانایی تدریس می کردند نسبت به کسانی که درآمد در نظرشان مهم تر بود، جایگاهی رفیع تر نزد جامعه داشته باشند. این فرآیند عامل خوشبختی و منزلت بالای معلم بود زیرا ارزش های جامعه جایگاه معلم را در جامعه تضمین می کرد. اما با ورود به دوران جدید، خوشبختی با مفهومی که در عصر سنت مطرح بود، تفاوت پیدا کرد.
حال با توجه به گذر جامعه ما به مدرن که گاه همراه با تغییر پاره یی ارزش ها و هنجارهای سنتی است، (چنین جوامعی نه مدرنند نه سنتی). سست شدن پایگاه معلمان را هم می توان یکی از پیامدهای این گذار تلقی کرد.
در یک جامعه معلم به منزله دیکتاتوری است که باید فرمان او بدون چون و چرا اجرا گردد و همه چیز تابع تمایلات ، فهم ، اطلاعات و تجربیات اوست. در صورتیکه در اجتماع دیگر معلم فقط وظیفه راهنمایی را بعهده دارد و خود مانند سایر شاگردان عضو کلاس است. در چنین اجتماعی معلم در تنظیم برنامه ، انتخاب کتاب ، اتخاذ روش یا روشهای معین در تدریس ، و تعیین هدفهای تربیتی از شاگردان کمک می گیرد.
تاکنون وقتی سخن از احیای منزلت معلمان در جامعه پیش می آمد تنها به ابعاد رفاهی ادارای و آموزشی این بحث اشاره و بر روی آن تمرکز می شد ، اما آنچه که امروز کمتر در کلاس های درس کمتر به آن توجه می شود تکریم رابطه اجتماعی استاد و شاگرد و ضرورت توجه به ارزش های معلم توسط متعلمان است.
نتیجهگیری
میان مسائل و موضوعات مختلفی که در خصوص شغل معلمی وجود دارد مهمترین دغدغه فراروی آنها منزلت و جایگاهی است که آنها بین مردم دارند. عدهای معتقدند بهخاطر اینکه معدودی از معلمان از ویژگیها و صلاحیتهای تخصصی لازم برخوردار نیستند موجب تنزل جایگاه کل معلمان شدهاند و عدهای دیگر معتقدند چون توان مالی معلمان به نسبت سایر اقشار پایینتر است پایگاه اجتماعی آنها تضعیف شده است؛
پس برای رفع این نقیصه عدهای از مسئولان مرتبا در بوق و کرنا میکنند که مثلا مبلغ محدودی به حقوق معلمان اضافه شده یا سعی میکنند تسهیلات حمایتی خاصی برای آنها فراهم کنند اما عدهای هم معتقدند چون معلمان از تشکل صنفی مشخص و قوی برخوردار نیستند و گام جدی برای بالا بردن دانش و تواناییهای علمی آنها از طریق این تشکلها برداشته نمیشود نمیتوانند مطالبات خود را بهصورت مشخص مطرح کرده و به طریق صحیح آنها را پیگیری کنند لذا جایگاه و منزلت آنها تنزل یافته است.
از آنجا که معلم بهعنوان اسوه تربیتی و سازماندهنده فرصتهای متنوع برای احیا و ارتقای مراتب حیات طیبه متربیان است و همچنین معلم تصمیمساز در فرایند برنامهریزی درسی تلقی میشود، اگر در جامعه از منزلت بالایی برخوردار نباشد و ارزش واقعی او در رسانههای گروهی منعکس نشود او نمیتواند در انتقال ارزشها و کمک به رشد همه جانبه دانشآموزان بهطور موثرتری عمل کند. معلمی که میخواهد عامل انتقالدهنده ارزشهای فرهنگی و علوم و فنون مختلف به دانشآموزان و حتی شکلدهنده افکار و ایدهآلهای آنها باشد باید تمایزات جدی با سایر اقشار و گروهها داشته باشد تا بتواند جایگاه و اعتبار برجسته در جامعه پیدا کند.
در نگاه اول جذب نیروهای متخصص و مجرب و ارتقای سطح آموزشهای دانشگاهی و حین خدمت و همچنین افزایش حقوق و مزایای این شغل، مهمترین عوامل در ارتقای جایگاه و منزلت معلم بهنظر میرسد اما اگر همین اقدامات و فعالیتها با مشارکت فعال و مداخله جدی خود معلمان صورت گیرد خیلی بهتر از آن است که توسط دولت انجام شود.
تجربه کشورهای مختلف جهان بهویژه نظامهای آموزشی موفق بیانگر این است که اتحادیهها و انجمنهای علمی و صنفی میتوانند مهمترین عامل در حرفهای شدن شغل معلمی و فرایند ارتقا در آن و همچنین بالا بردن دانش، تواناییها و مهارتهای علمی و آموزش معلمان باشند؛ در آن صورت است که معلمان بهعنوان هدایتگران و قشر مرجع جامعه تلقی خواهند شد که گروه کثیری از مردم اعم از جوان و نوجوان و بزرگسال با آنها در ارتباط نزدیک هستند و روند انتقال ارزشها سریعتر و مناسبتر صورت خواهد گرفت.
خوشبختانه در سایه تصویب اسناد بالادستی نظیر سند ملی آموزش و پرورش و اسناد پشتیبان آن بر ضرورت تشکیل سازمانها و انجمنهای علمی معلمان که امکان مشارکت قانونی آنان را در تصمیمگیریها فراهم کند
تاکید شده و حتی مسئولیت ارزیابی و صدور پروانه اشتغال یا تمدید آن بر عهده انجمن علمی معلمان گذاشته شده است ولی تا اجرایی شدن این تصمیمات زمان و فاصله زیادی وجود دارد. بنابراین منزلتیابی معلمان در جامعه از درون وزارت آموزش و پرورش و با ارزشگذاری و اعتباردهی به انجمنها و تشکلهای علمی و صنفی معلمان و واگذاری اختیارات ارتقای شغلی به آنها، میتواند شروع منطقی برای این فرایند باشد.